خوش آمديد به  پايگاه فرهنگی مذهبی ندای آشنا!

     ويژه نامه ها



     آخرين مقاله ها
تعداد شاخه ها: 17 عدد
تعداد مقالات: 211 عدد 1: خطبه فدكیه تفسیرى بر آیات قرآن كریم(2)   بررسى محتوایى خطبه فدكیه
[دفعات مشاهده : 39 بار]
 2: خطبه فدكیه تفسیرى بر آیات قرآن كریم(1)   زمینه سازی خطبه فدكیه
[دفعات مشاهده : 45 بار]
 3: خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  
[دفعات مشاهده : 37 بار]
 4: هدف از بیان نشانه های ظهور   مستند ظهور بسیار نزدیک است(4)
[دفعات مشاهده : 72 بار]
 5: شتابزدگی در تاریخ ظهور!   مستند ظهور بسیار نزدیک است(3)
[دفعات مشاهده : 51 بار]
 6: نقاط ضعف مستند «ظهور بسيار نزديک است!»   مستند ظهور بسیار نزدیک است (2)
[دفعات مشاهده : 50 بار]
 7: مستند ظهور در ترازوی نقد   مستند ظهور بسیار نزدیک است(1)
[دفعات مشاهده : 53 بار]
 8: علائم ظهور، شرایط ظهور (2)  
[دفعات مشاهده : 48 بار]
 9: علائم ظهور، شرایط ظهور (1)  
[دفعات مشاهده : 50 بار]
 10: از بسم الله الرحمن الرحیم چه می دانید؟  
[دفعات مشاهده : 141 بار]
 11: شرحی بر کیفیت شهادت امام حسین (ع)  
[دفعات مشاهده : 180 بار]
 12: اسرار حماسه کربلا به روایت آیت ‌الله جوادی آملی  
[دفعات مشاهده : 203 بار]
 13: گفتاري از آيت‌الله مصباح يزدي در مورد مقياس ثواب عزاداري و زيارت امام حسين(ع)  
[دفعات مشاهده : 586 بار]
 14: اثرات بی نظیر خواندن زیارت عاشورا  
[دفعات مشاهده : 628 بار]
 15: برخی اعمال شب و روز عرفه  
[دفعات مشاهده : 645 بار]
 16: درس توحید از زبان شیطان!  
[دفعات مشاهده : 574 بار]
 17: شهيد اسطوره‌اي فتوا؛ ميهمان ايرانيان   گزارشي از ورود خانواده شهيد مصطفي محمود مازح به ايران
[دفعات مشاهده : 678 بار]
 18: می ترسید به امام زمان(عج) بر بخورد؟!   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/4
[دفعات مشاهده : 626 بار]
 19: شیطنت نکنید و الّا ...   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/3
[دفعات مشاهده : 560 بار]
 20: پپسی می‌خوردند و می‌گفتند ما به این کارها کار نداریم!   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/2
[دفعات مشاهده : 568 بار]
 21: شهید هاشمی‌نژاد و مقابله با سید حسن ابطحی انجمن‌گرا   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/1
[دفعات مشاهده : 530 بار]
 22: ناگفته هایی از زندگی مختار  
[دفعات مشاهده : 522 بار]
 23: مختار ثقفی كيست؟  
[دفعات مشاهده : 505 بار]
 24: روايت محرم در «فتح خون»(سياره‌ی رنج)   فصل‌ نهم
[دفعات مشاهده : 819 بار]
 25: روايت محرم در «فتح خون»(غربال‌ دهر‌)   فصل‌ هشتم
[دفعات مشاهده : 864 بار]
 26: روايت محرم در «فتح خون»(‌‌فصل‌ تمييز خبيث‌ از طيب‌ (اتمام‌ حجت))   فصل‌ هفتم
[دفعات مشاهده : 836 بار]
 27: سُوَید بن عمرو  
[دفعات مشاهده : 852 بار]
 28: ابوعمرو نهشلی  
[دفعات مشاهده : 841 بار]
 29: عمربن عبدالله الجندعی  
[دفعات مشاهده : 866 بار]
 30: ضَرغامَة بن مالک تَغلِبی  
[دفعات مشاهده : 652 بار]
 31: حَجّاج بن مَسرُوق، جُعفِی مُذحَجی  
[دفعات مشاهده : 611 بار]
 32: اَنَس بن حَرثِ کاهِلِی اَسَدی  
[دفعات مشاهده : 613 بار]
 33: جَون بن حویّ مَولی اَبی‎ذر الغِفّاری  
[دفعات مشاهده : 797 بار]
 34: عابس بن ابی شبیب شاکری  
[دفعات مشاهده : 658 بار]
 35: شوذب بن عبدالله  
[دفعات مشاهده : 659 بار]
 36: عَبدُالرحمن بن عَبدالله اَرحَبی  
[دفعات مشاهده : 650 بار]
 37: حَنظَلَة بن سَعد (اسعد) شِبامی  
[دفعات مشاهده : 645 بار]
 38: بُرَیر بن خُضَیر هَمدانیّ کُوفی  
[دفعات مشاهده : 679 بار]
 39: اَسلَم (مُسلِم) بن عَمرو  
[دفعات مشاهده : 657 بار]
 40: واضِحِ تُرکی  
[دفعات مشاهده : 685 بار]
 41: نافِع بن هِلال الجَمَلی  
[دفعات مشاهده : 649 بار]
 42: عَمرو بن قُرظَه خَزرَجی انصاری کوُفی  
[دفعات مشاهده : 626 بار]
 43: زُهیر بن قین بن قَیس اَنماری بَجَلی  
[دفعات مشاهده : 652 بار]
 44: سلمان بن مضارب بن قیس انماری بجلی  
[دفعات مشاهده : 668 بار]
 45: روايت محرم در «فتح خون» (ناشئة ‌‌الليل‌)   فصل‌ ششم
[دفعات مشاهده : 623 بار]
 46: روايت محرم در «فتح خون» (كربلا)   فصل‌ پنجم
[دفعات مشاهده : 622 بار]
 47: روايت محرم در «فتح خون» (قافله‌ي عشق‌ در سفر تاريخ‌)   فصل‌ چهارم
[دفعات مشاهده : 615 بار]
 48: روايت محرم در «فتح خون» (مناظره‌ي عقل‌ و عشق)   فصل‌ سوم
[دفعات مشاهده : 676 بار]
 49: روايت محرم در «فتح خون» ( کوفیان و امام(ع))   فصل‌ دوم
[دفعات مشاهده : 601 بار]
 50: روايت محرم در «فتح خون» ( آغاز هجرت عظیم)   فصل‌ اول
[دفعات مشاهده : 603 بار]

     جستجو



     نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 30
نظرات : 4

     ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

     پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

     لینک دوستان

پايگاه فرهنگی مذهبی ندای آشنا


تمام لينك ها


لينكستان

golestan


yasinmedia


nurolhoda


tebyan



 مشكل امروز جامعه ترويج بي‎حيايي است

آيت‌الله مجتبي تهراني در درس اخلاق خود با موضوع «حيا» ضمن انتقاد از رويكردهاي تساهل‌گرايانه، بي‌شرمي را از مصاديق بي‌ديني عنوان كرد و گفت: اگر حيا نباشد؛ نه انسان هستيم و نه متدين!



جلسات درس اخلاق و معارف اسلامي آيت‌الله مجتبي تهراني به مناسبت ايام فاطميه اول از 25 تا 29 فروردين در خيابان ايران، كوچه شهيد ملكي برگزار مي‌شود.

متن كامل نخستين جلسه دروس اين مرجع تقليد با موضوع «حيا» كه روز پنج‎شنبه 25 فروردين‌ماه و بعد از اقامه نماز مغرب و عشا برگزار شده است در پي مي‌آيد.

متن، صوت و فيلم اين جلسات در پايگاه اطلاع‏رساني آيت‌الله حاج آقا مجتبي تهراني به نشاني www.mojtabatehrani.ir در دسترس علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

* «بي‎حيايي» ريشه همه مشكلات اخلاقي جامعه

در گذشته بحث ما راجع به تربيت، يعني روش رفتاري و گفتاري دادن بود. عرض كردم به طور معمول، انسان در چهار محيط خانوادگي، آموزشي، رفاقتي و شغلي روش مي‎گيرد؛ فضاي پنجمي هم داريم كه حاكم بر هر چهار محيط است. اينها بحث‎هاي گذشته ما بود. من راجع به چهار محيط بحث كردم، امّا بحث فضاي پنجم ماند.
در ضمن بحث محيط خانوادگي، دو ـ سه جلسه به طور اختصار در مورد مسأله حيا در بُعد اخلاقي‎اش بحث كردم، چون حيا ارتباط تنگاتنگي با آن محيط داشت؛ امّا به طور مستقل وارد اين بحث نشدم. چند چيز موجب شد كه احساس كنم «بحث حيا» مستقلاً، مورد ابتلا است و نه تنها نسبت به محيط خانوادگي بلكه به طور كلّي، نسبت به كل جامعه نقش دارد؛ به خصوص نسبت به آن فضاي پنجمي كه مي‎خواستم مطرح كنم. چون اصلاً ركن اساسي‎ در مورد فضاي كلّي جامعه حيا است. از طرفي هم، همان موقع نيز من مراجعات متعدّدي راجع به همين مسأله داشتم؛ لذا به ذهنم آمد كه چون اين بحث، نسبت به همه آنها نقش اساسي دارد، آن را مطرح كنم.

* اشاره به تاريخچه اين بحث

البته من در گذشته، در دو بُعد حيا را مستقلاً بحث كردم؛ يكي در بُعد اخلاقي در سال 1365، حدود 25 سال پيش بود. يكي هم در بُعد معرفتي، در منازل سلوك الي الله تعالي، بحث كردم كه «حيا» سي و چهارمين منزل از منازل سلوك الي الله تعالي، است و من بعد از منزل شكر، آن بحث را كردم. اين بحث هم حدود دوازده سال قبل بوده است. فعلاً نمي‎خواهم بحث حيا را در بُعد معرفتي مطرح كنم و به دنبال آن نيستم. چون اين دوره بحث من، بحث تربيتي است؛ لذا در مورد بُعد اخلاقي حيا بحث مي‎كنم. چون از آن هم تقريباً ده‎ها سال گذشته است و غالب افراد جلسه ما هنوز به دنيا هم نيامده بودند و از طرفي هم ديدم آن مباحث هنوز منتشر نشده است، احساس نياز كردم كه بحث حيا را دوباره مطرح كنم.

* چند مقدّمه در مورد مباحث اخلاقي

حالا براي آشنايي به مباحث اخلاقي، مقدّمه‎اي را مي‎گويم و بعد وارد بحث مي‎شوم.
1.كيفيت سير مباحث اخلاقي
مباحث اخلاقي بر محور قواي دروني انساني، يعني قوه شهوت، غضب و وهم مطرح مي‎شود. مباحث اخلاقي اين‎طور هستند و من هم مفصّل راجع به آن بحث كرده‎ام. علماي اخلاق، براي هر كدام از اين قوا رذايل و فضايلي را مي‎شمارند و وارد بحث آن مي‎شوند. مثلاً رذيله‎هاي قوه شهوت را شمارش مي‎كنند، يا مثلاً راجع به خشم و غضب و رذايلش و مقابلاتش بحث مي‎كنند. يك رذيله را مي‎گويند بعد ضدّ آن را كه فضيلت است، بيان مي‎كنند. تا بحث مي‎رسد به جايي كه يك قوّه به تنهايي نقش ندارد، مثلاً جاهايي ممكن است از دو قوّه يا سه قوّه، يك رذيله پيش بيايد. يعني شهوت و غضب منشأ همان رذيله مي‎شود. رذيله را موضوع بحث قرار داده و مي‎گويند: گاهي ممكن است ريشه اين رذيله، شهوت باشد و گاهي ممكن است، غضب باشد. اينها مقدّمه است براي اين كه به بحث‎مان برسيم.

* وقاحت يعني بي‎حيايي

در مباحث اخلاقي، رذيله‎اي تحت عنوان «وقاحت» مطرح است كه من مي‎خواهم توضيح دهم، گاهي در ارتباط با شهوت قرار مي‎گيرد و منشأ آن شهوت است و گاهي منشأ آن غضب است. «وقاحت» از نظر لغت، به معناي «بي‎شرمي» است كه ما هم اين لفظ را در همين معنا استفاده مي‎كنيم. بحث ما «حيا» است نه بي حيايي ولي از آنجا كه گاهي تعريف به ضد، مطلب را خوب تفهيم مي‎كند مجبورم اوّل اين رذيله را بگويم بعد سراغ آن فضيلت بروم. علما مي‎گويند: «يعرَفُ الاشياء بأضدادها». چون ضدّ او حيا است و من مي‎خواهم بحث ضد را بكنم،. خود ما هم در محاورات عرفي‎مان مي‎گوييم: فلاني خيلي بي‎حيا است؛ و منظورمان همين وقاحت است. يا مي‎گوييم وقيح است يا بي‎حيا است. اين يك بحث لغوي بود.
علماي اخلاق، وقتي وقاحت را از نظر اصطلاح تعريف مي‎كنند، مي‎گويند: «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتكاب محرّمات شرعيه، قبايح عقليه و عرفيه». «عدم مبالات نفس از ارتكاب» به تعبير ما يعني «پررويي». اگر انسان، كاري را كه از ديدگاه عقل زشت است انجام دهد، و اصلاً هم به روي خود نياورد و برايش اهميت نداشته باشد، انسان پررو و بي‎حيايي است. از نظر دروني، براي چنين كسي ذرّه‎اي ناراحتي ايجاد نمي‎شود.
قبايح عقليه در ارتباط با عقل عملي است، چون ادراك حُسن و قُبح مربوط به عقل عملي است. محرّمات شرعيه هم يعني دستورات شرعي. لذا منشأ اين كه يك نفر با اين كه مي‎گويد: من معتقد به معاد و نبوّت و همه اينها هستم، در عين حال گناهي مي‎كند و از نظر دروني هم هيچ ناراحتي برايش ايجاد نمي‎شود، منشأ اين عدم مبالات نفس، بي‎حيايي است. حالا چه شده كه او بي‎حيا شده است، بحث مفصّلي است كه قبلاً در همين مباحث تربيتي به آن اشاره‎اي كردم، اما در آينده به آن بحث مي‎رسم و مفصّل صحبت مي‎كنم.
روايتي در اصول كافي به نام حديث عقل و جهل است كه در آن بيش از هفتاد جنود عقل و جهل را شمرده است. لشكر عقل چيست؟ لشكر جهل چيست؟ در آنجا هم مسأله حيا مطرح هست. البته از ضدّ حيا كه مي‎گوييم قباحت و وقاحت است، در آنجا تعبير به خُلع مي‎كند كه من ان‎شاءالله همه اينها را در آينده بحث مي‎كنم كه چرا در آن روايت، تعبير خُلع است؟ روايت را سماعه از امام هفتم(عليه‎السلام) نقل مي‎كند. من هم تحت همين عنوان خُلع در محيط خانوادگي، بحث كردم و گفتم كه معناي خُلع، پرده‎دري است، حيا را هم گفتم كه پرده‎داري است.
2. افراط و تفريط قوا منشأ گناه هستند
انسان كه مرتكب يك عملي زشت و قبيح يا مرتكب گناهي مي‎شود، چه در بُعد عقلي‎ و چه در بُعد شرعي‎، اين عمل در ارتباط با يكي از همين قواي دروني او است؛ يا شهوت بوده يا غضب بوده و يا وهم بوده است. انسان در ارتباط با خواسته‎هاي نفس است كه گناه كرده و يا عمل زشتي را انجام مي‎دهد كه حتي عقل تقبيح مي‎كند و مي‎گوييم وقيح است؛ لذا گاهي ممكن است منشأ كار زشت و گناه، شهوت و گاهي غضب باشد.
قواي نفساني ما چه غضب و چه شهوت، ممكن است يك حالت افراطي و يا يك حالت تفريطي داشته باشند، ممكن هم هست كه حالت اعتدالي داشته باشند. حالا من چند تا مثال مي‎زنم. مثلاً فرض كنيد در باب شهوت، شخص به دنبال ربا خواري، حرص و مال اندوزي است. اين موارد در حالت افراطي شهوت است‎. يعني حالت افراطي شهوت، او را به اين رذيله حرص و مال‎اندوزي مي‎كشد و منشأ اين مي‎شود كه «پول و مال» را روي هم انباشته كند، از هر جايي و هر دري كه مي‎شود. چنين آدمي ديگر هيچ مرزي نمي‎شناسد. اين شخص، آدم وقيحي است و غير از اين هم نمي‎شود چيزي در مورد او گفت.
به اين حالت افراطي در ربط با خشم يا غضب «بغي» مي‎گويم كه معنايش به اصطلاح ما «سركشي» است. مثلاً ضرب و شتم يا ناسزاگويي حالت افراطي غضب است. منشأ همه اينها آن حالت افراطي خشم است. اين شخص حالت تعادلش را از دست داده و ديگر متعادل نيست كه اين كارها از او سر مي‎زند.

* پيامبر (ص): شخص بي‎حيا دين ندارد

ممكن است برخي بخواهند اعمال وقيح خودشان را توجيه كنند، ولي شما فريب اين چيزها را نخوريد و بدانيد كه اين كارها از عدم تعادل قواي نفساني نشأت گرفته است. من اخيراً مي‎شنوم كه درباره كسي كه فحاشي مي‎كند، مي‎گويند: او ادبياتش خوب نيست. او دارد فحش مي‎دهد و ديگران مي‎گويد: چيز مهمّي نيست ادبياتش خوب نيست! ما اخيراً داريم اين حرف‎ها را مي‎شنويم. يك نفر آدم بي‎حيا و بي‎شرمي است و حتي آدم بي‎ديني است، چون بسياري از اين بي‎شرمي‎ها خلاف شرع است، اما مي‎گويند: مهم نيست، ادبياتش خوب نيست يا بدسليقه است!
حالا من رواياتي را مي‎خوانم كه فرمودند: لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ. كسي كه حيا ندازد، ايمان ندارد. در روايتي پيغمبر مي‎گويد: لا دينَ لِمَن لا حَياءَ لَه؛ هركس حيا ندارد، اصلاً دين ندارد. بحث ما بحث تقريباً سلسله‎وار و علمي است. من الآن در مورد بحث ريشه‎يابي حيا وارد شده‎ام كه بسياري از رذائل اخلاقي، به خاطر افراط قواي نفساني است.
حالت افراطي شهوت و غضب را گفتم و برايش مثال هم زدم. اين قوا، حالت تفريطي هم دارند؛ يعني گاهي شخص به آن مقدار كه بايد از اين قوا بهره بگيرد، نمي‎گيرد. مثل عدم‎غيرت كه ما به آن بي‎غيرتي مي‎گوييم. اين به خاطر حالت تفريط غضب است. يا فرض كنيد كتمان‎حق؛ اين‎كه كسي حق را مي‎پوشاند، براي اين است كه جرأت ندارد حق را بگويد. اين حالت تفريطي غضب است و به چنيني شخصي مي‎گويند: ترسو!
گاهي ممكن است كه شهوت منشأ يك رذيله شود و غضب هم منشأ همان رذيله شود، با اين كه اينها دو نيروي جدا از هم هستند؛ شهوت يك نيرو در انسان است، غضب هم نيروي ديگري در انسان است، ولي اينها هر دو منشأ يك رذيله مي‎شوند. گاهي هم حتي ممكن است «وهم» نيز موثّر باشد. البته من چون نمي‎خواهم بحث پيچيده شود، همين دو قوّه را مي‎گويم.

* ريشه غيبت‎كردن

من مي‎روم سراغ گناهاني كه مبتلابه است، مثل: غيبت كردن. گاهي ممكن است منشأ غيبت، غضب باشد، با كسي دشمني دارد و اين موجب شده است كه غيبت او را كرده است، مي‎خواهد رسوايش كند. در اينجا منشأ غيبت، خشم است. گاهي منشأ غيبت خشم نيست، شهوت است، مثلاً براي خوشايند ديگري غيبت مي‎كند. اين شخص خيلي بدبخت است! من از معاصي كبيره برايتان مثال ‎زدم كه ان‎شاءالله مطلب جا بيافتد.
حالا يك تقسيم‌بندي ديگر؛ گاهي رذيله، از فعل نشأت مي‎گيرد و گاهي از ترك فعل. يك وقت فرد، فعل حرام انجام مي‎دهد، مثل اين كه غيبت مي‎كند، اين يك فعل است و حرام هم هست، يك وقت ترك واجب است. مثل كتمان حق، كه گفتن حق واجب است. آن فعل بود و اين ترك است. چون هر دو قسم را گفته بودم اين توضيح را دادم كه كاملاً متوجه شويد. كساني كه اهل بحث هستند، خوب دقت كنند!
تمام گناهان انسان از همين امور نشأت مي‎گيرد؛ حالت افراط‎ و تفريط در ارتباط با نيروهاي نفساني، چه فعل باشد و چه ترك باشد. سرچشمه همه اينها هم «وقاحت، بي‎حيايي و بي‎شرمي» است.
3. بي‎حيايي سرسلسله شرارت‎ها است
به جاي حساس بحث رسيديم كه گفتم بحث اساسي است و مبتلابه جامعه ما بوده و بحث اساسي مباحث گذشته تربيتي ما است. حالا من برايتان چند روايت مي‎خوانم. يك؛ «القحة عنوان الشر» عنوان همه زشتي‎ها وقاحت و بي‎شرمي است. عنوان يعني «تيتر»، يعني اگر بخواهي براي شرور، يك تيتر بگذاري، آن بي‎حيايي است. همه شرور زيرمجموعه بي‎حيايي است.
حالا روايت ديگري كه خيلي روشن‎تر است، مي‎فرمايد: «رأس كل شر القحة» سرآمد هر شري بي‎حيايي است. يك روايت از امام صادق عليه‎السلام است كه مي فرمايد: «الْوَقَاحَةُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ» سرآمد همه اينها بي‎حيايي است، يعني سرآمد نفاق، شقاق و كفر اين است.

* همه دين، حيا است

روايات دو نوع است، يك دسته وقاحت را مطرح مي‎كند، مثل اين رواياتي كه الآن خواندم و در مورد با خود وقاحت بود. در يك دسته از روايات، ضدّش را وطرح مي‎كنند و مي‎گويند: «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ» بي شرم ايمان ندارد. اين ضدّ وقاحت است. روايتي از پيغمبر اكرم است كه فرمودند: قال رسول‎الله صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم: «الحيا هو الدين كلُّه» پيغمبر با اين سخن، كار را تمام كرد. اصلاً دين حيا است. لذا آن روايتي كه از امام صادق(عليه‎السلام) خواندم در باب وقاحت كه فرمود: صدر نفاق و شقاق و كفر، بي‎حيايي است، همه با هم‎ديگر هم‎سو است. اين بحث، بحث مفصّلي است كه ان‎شاءالله اگر خدا توفيق عنايت كند بيش از سابق تذكّراتي هم داشته باشم. وقاحت و در مقابلش حيا، در تخريب و سازندگي انسان نقش اساسي دارد كه من بعد در بحثم وارد آن مي‎شوم. اگر حيا نباشد، دست ما هم از انسانيت خالي است و هم از الهيت. نه انسان هستيم و نه متدين. در دو رابطه من دارم مطرح مي‎كنم، هم عقل عملي و هم بُعد معنوي. از هر دو، دست خالي مي‎شود كه بعد ان‎شاءالله وارد مي‎شوم.


منبع : رجانیوز






مرتبط با موضوع :

 مشخصات یک مومن چیست؟  [شنبه، 15 بهمن ماه ، 1390]
 شحیح کیست؟  [چهارشنبه، 14 دي ماه ، 1390]
 حال میّت لحظاتی پس از مرگ  [چهارشنبه، 23 آذر ماه ، 1390]
 فرق ازدواج موقت با زنا  [دوشنبه، 21 آذر ماه ، 1390]
 سوالات نکیر و منکر در شب اول قبر  [چهارشنبه، 2 آذر ماه ، 1390]
 یک ابتکار جالب؛ جلسه با آرایشگرهای زنانه در ایام فاطمیه  [شنبه، 27 فروردين ماه ، 1390]
 خانمها مراقب باشند/ عادی‏سازی روابط با نامحرم!  [دوشنبه، 23 اسفند ماه ، 1389]
 پاسخ مراجع درباره نوای قرآن برای زنگ موبایل  [شنبه، 21 اسفند ماه ، 1389]
 آیا پیمان ابراهیم بن مالک اشتر و مختار پا برجا ماند؟  [يكشنبه، 8 اسفند ماه ، 1389]
 ابراهیم بن مالک اشتر نخعی که بود؟  [پنجشنبه، 5 اسفند ماه ، 1389]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : jik53red
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


     اشتراک گذاري مطلب






كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به موسسه فرهنگي نداي آشنا مي باشد.
مسئوليت كليه مطالب با ارسال كننده آن خواهد بود.
نقل مطالب با ذكر منبع بلامانع مي باشد.
اين پايگاه جهت استفاده در مرورگر فايرفاكس بهينه سازي گرديده است.

  

پشتيباني فني و نگهداري فضا در سرورهاي قدرتمند مرکز ذخیره سازی داده ندا

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.25 ثانیه