|
مراسم عروسى دختر گرانمايه ى پيامبر اكرم (ص)در كمال سادگى و بى آلايشى برگزار شد.
يك ماه از عقد پيمان زناشويى مى گذشت كه زنان رسول خدا(ص)به حضرت اميرالمؤمنين علي (ع)گفتند: چرا همسرت را به خانه ى خويش نمى برد؟ حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)در پاسخ آنان آمادگى خود را اعلام كرد.
*حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) داماد رسول اكرم (ص)
-------------------------------------------------------------
حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)بنابر امر الهى و سنت حسنه ى اسلامى، بر آن مى شود كه در بحران جوانى به كشتى زندگانى خود سكونت و آرامش بخشد. اما شخصيتى چون حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)هرگز در همسر گزينى به يك آرامش نسبى و موقت اكتفا نمى كند و آفاق ديگر زندگانى را از نظر دور نمى دارد. از اين رو خواستار همسرى مى شود كه از نظر ايمان و تقوى و دانش و بينش و نجابت و اصالت، 'كفو' و همشأن او باشد. چنين همسرى جز دختر رسول خدا حضرت فاطمه ى زهرا (س)كه به همه ى خصوصيات او از هنگام تولد تا آن زمان كاملاً آشنايى داشت، كسى ديگر نبود.
خواستگاران حضرت زهرا (س)
---------------------------------
پيش از حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)افرادى مانند ابوبكر و عمر آمادگى خود را براى ازدواج با دختر پيامبر (ص)اعلام كرده بودند و هر دو از پيامبر يك پاسخ شنيده بودند و آن اينكه درباره ى ازدواج زهرا منتظر وحى الهى است.
آن دو كه از ازدواج با حضرت زهرا(س) نوميد شده بودند با سعد معاذ رئيس قبيله ى اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دريافتند كه جز حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)كسى شايستگى ازدواج با حضرت زهرا (س)را ندارد و نظر پيامبر(ص)نيز به غير او نيست. از اين رو دسته جمعى در پى حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)رفتند و سرانجام او را در باغ يكى از انصار يافتند كه با شتر خود مشغول آبيارى نخلها بود. آنان روى به على(ع) كردند و گفتند: اشراف قريش از دختر پيامبر (ص)خواستگارى كرده اند وپيامبر (ص)در پاسخ آنان گفته است كه كار زهرا(س) منوط به اذن خداست و ما اميدواريم كه اگر تو "با سوابق درخشان و فضايلى كه دارى " از فاطمه (س)خواستگارى كنى پاسخ موافق بشنوى و اگر دارايى تو اندك باشد ما حاضريم تو را يارى كنيم.
با شنيدن اين سخنان ديدگان حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)را اشك شوق فرا گرفت و گفت: دختر پيامبر (ص)مورد ميل وعلاقه ى من است. اين را گفت و دست از كار كشيد و راه خانه ى پيامبر (ص)را، كه در آن وقت نزد ام سلمه بسر مى برد، در پيش گرفت. هنگامى كه در خانه ى رسول اكرم(ص) را كوبيد پيامبر (ص)فوراً به ام سلمه فرمود: برخيز و در را باز كن كه اين كسى است كه خدا و رسولش او را دوست مى دارند.
ام سلمه مى گويد: شوق شناسايى اين شخص كه پيامبر(ص) او را ستود آنچنان بر من مستولى شد كه وقتى برخاستم در را باز كنم نزديك بود پايم بلغزد. من در را باز كردم و حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)وارد شد و در محضر پيامبر (ص)نشست، اما حيا و عظمت محضر پيامبر(ص) مانع آن بود كه سخن بگويد، لذا سر به زير افكنده بود و سكوت بر مجلس حكومت مى كرد. تا اينكه پيامبر (ص)سكوت مجلس را شكست و گفت: گويا براى كارى آمده اى؟ حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)در پاسخ گفت: پيوند خويشاوندى من با خاندان رسالت و ثبات و پايداريم در راه دين و جهاد و كوششم در پيشبرد اسلام بر شما روشن است. پيامبر (ص)فرمود: تو از آنچه كه مى گويى بالاتر هستى. حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)گفت: آيا صلاح مى دانيد كه فاطمه(س) را در عقد من درآوريد؟ [ حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)در امر خواستگارى از يك سنت اصيل پيروى مى كند. در حالى كه هاله اى از حيا او را فرا گرفته است. شخصاً و بى هيچ واسطه اى اقدام به خواستگارى مى كند؛ و اين نوع شجاعت روحى توأم با عفاف، شايان تقدير است. ]
حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)در طرح پيشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تكيه مى كند و از اين طريق به همگان تعليم مى دهد كه ملاك برترى اين است نه زيبايى و ثروت و منصب.
پيامبر اكرم (ص)از اصل آزادى زن در انتخاب همسر استفاده كرد و در پاسخ حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)فرمود: پيش از شما افراد ديگرى از دخترم خواستگارى كرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در ميان نهاده ام ولى در چهره ى او نسبت به آن افراد بى ميلى شديدى احساس كرده ام. اكنون درخواست شما را با او در ميان مى گذارم، سپس نتيجه را به شما اطلاع مى دهم.
پيامبر (ص)وارد خانه ى زهرا (س)شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت و كفشهايش را از پايش درآورد و پاهاى مباركش را شست و سپس وضو ساخت و در محضرش نشست. پيامبر (ص) سخن خود را با دختر گراميش چنين آغاز كرد:
على فرزند ابوطالب از كسانى است كه فضيلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم كه تو را به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اكنون او به خواستگارى تو آمده است؛ در اين باره چه مى گويى؟ در اين هنگام زهرا (س)در سكوت عميقى فرو رفت ولى چهره ى خود را از پيامبر (ص)برنگرداند و كوچكترين ناراحتى در سيماى او ظاهر نشد. رسول اكرم (ص)از جاى برخاست و فرمود: 'الله اكبر سكوتها اقرارها' يعنى: خدا بزرگ است؛ سكوت دخترم نشانه ى رضاى اوست. [ كشف الغمة، ج 1 ص 50. ]
* همشأنى روحى و فكرى و اخلاقى
-------------------------------------------
درست است كه در آيين اسلام هر مرد مسلمان كفو و همشأن مسلمان ديگرى است و هر زن مسلمان كه در عقد مردمسلمانى درآيد با همشأن خود پيمان زناشويى بسته است، ولى اگر جنبه هاى روحى و فكرى را در نظر بگيريم بسيارى از زنان همشأن برخى مردان نيستند و بالعكس. مردان مسلمان شريف و اصيل كه از ملكات عالى انسانى و سجاياى اخلاقى و دانش و بينش وسيع برخوردار بايد با زنانى پيمان زناشويى ببندند كه از نظر روحيات و سجاياى اخلاقى همشأن و مشابه آنان باشند. اين امر درباره ى زنان پاكدامن و پرهيزگار كه از فضايل اخلاقى و انديشه و بينش بلند برخوردارند نيز حكمفرماست. هدف عمده ى ازدواج، كه برقرارى سكونت و آرامش خاطر در طول زندگى است، جز بارعايت اين نكته تأمين نمى شود و تا يك نوع مشابهت اخلاقى و محاكات روحى و جذبه ى روانى بر محيط زندگى سايه نگستراند پيوند زناشويى فاقد استوارى لازم خواهد بود.
با توجه به اين بيان، حقيقت خطاب الهى به پيامبر اكرم (ص)روشن مى شود كه فرمود:
'لو لم اخلق عليا لما كان الفاطمة ابنتك كفو على وجه الارض' [ بحار الانوار، ج 43 ص 9. ]
اگر على را نمى آفريدم، براى دختر تو فاطمه هرگز در روى زمين همشأنى نبود.
به طور مسلم مقصود از اين كفويت همشأنى مقامى و روحى است.
* هزينه عقد و عروسى
-----------------------------
تمام دارايى حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)در آن زمان منحصر به شمشير و زرهى بود كه مى توانست به وسيله ى آنها در راه خدا جهاد كند و شترى نيز داشت كه با آن در باغستانهاى مدينه كار مى كرد و خود را از ميهمانى انصار بى نياز مى ساخت.
پس از انجام خواستگارى و مراسم عقد، وقت آن رسيد كه حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)براى همسر گرامى خود اثاثى تهيه كند و زندگى مشترك خود را با دختر پيامبر(ص) آغاز كند. پيامبر اكرم (ص)پذيرفت كه حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)زره خود را بفروشد و به عنوان جزئى از مهريه ى فاطمه (س)در اختيار پيامبر بگذارد. زره به چهار صد درهم به فروش رفت. پيامبر قدرى از آن را در اختيار بلال گذاشت تا براى زهرا(س) عطر بخرد و باقيمانده را به عمار ياسر و گروهى از ياران خود داد تا براى فاطمه(س) و على(ع)لوازم منزل تهيه كنند. از صورت جهيزيه ى حضرت زهرا (س)مى توان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد. فرستادگان پيامبر (ص)از بازار بازگشت و آنچه براى حضرت زهرا (س)تهيه كرده بودند به قرار زير بود:
1- پيراهنى به بهاى هفت درهم؛
2- يك روسرى به بهاى يك درهم؛
3- قطيفه ى مشكى كه تمام بدن را نمى پوشانيد؛
4- يك تخت عربى از چوب و ليف خرما؛
5- دو تشك از كتان مصرى كه يكى پشمى و ديگرى از ليف خرما بود؛
6- چهار بالش، دو تا از پشم و دو تاى ديگر از ليف خرما؛
7- پرده؛
8- حصير هجرى؛
9- دست آس؛
10- طشت بزرگ؛
11- مشكى از پوست؛
12- كاسه ى چوبى براى شير؛
13- ظرفى از پوست براى آب؛
14- آفتابه؛
15- ظرف بزرگ مسى؛
16- چند كوزه؛
17- بازوبندى از نقره؛
ياران پيامبر وسايل خريدارى شده را بر آن حضرت عرضه كردند و پيامبر(ص)، در حالى كه اثاث خانه ى دختر خود را زير و رو مى كرد، فرمود 'اللهم بارك لقوم جل انيتهم الخزف'. يعنى: خداوندا، زندگى را بر گروهى كه بيشتر ظروف آنها را سفال تشكيل مى دهد مبارك گردان. [ بحار الانوار، ج 43 ص 94؛ كشف الغمة، ج 1 ص 359. بنا به نوشته ى كتاب اخير، همه ى اثاث منزل حضرت زهرا (س)به 63 درهم خريدارى شد. ]
* مهريه حضرت زهرا (س)
--------------------------------
مهريه دختر پيامبر (ص)پانصد درم بود كه هر درم معادل يك مثقال نقره بود "هر مثقال 18 نخود است ".
مراسم عروسى دختر گرانمايه ى پيامبر اكرم (ص)در كمال سادگى و بى آلايشى برگزار شد. يك ماه از عقد پيمان زناشويى مى گذشت كه زنان رسول خدا(ص)به حضرت اميرالمؤمنين علي (ع)گفتند: چرا همسرت را به خانه ى خويش نمى برد؟ حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)در پاسخ آنان آمادگى خود را اعلام كرد. ام ايمن شرفياب محضر رسول خدا (ص)شد و گفت: اگر خديجه زنده بود ديدگان او از مراسم عروسى دخترش فاطمه (س) روشن مى شد.
پيامبر (ص)وقتى نام خديجه را شنيد چشمان مباركش ازاشك پر شد و گفت: او مرا هنگامى كه همه تكذيبم كردند تصديق كرد و در پيشبرد دين خدا ياريم داد و يا اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند. [ بحار، ج 43 ص 130. ]
ام ايمن افزود: ديدگان همه را به اعزام فاطمه (س)به خانه ى شوهر روشن كنيد.
رسول اكرم (ص)دستور داد كه يكى از حجره ها را براى زفاف زهرا آماده سازند و او را براى اين شب آرايش كنند. [ بحار، ج 43 ص 59. ]
زمان اعزام عروس به خانه ى داماد كه فرا رسيد، پيامبر اكرم (ص)حضرت زهرا (س)را به حضور طلبيد. زهرا (ع)در حالى كه عرق شرم از چهره اش مى ريخت، به حضرت پيامبر (ص)رسيد و از كثرت شرم پاى او لغزيد و نزديك بود به زمين بيفتد. در اين موقع پيامبر (ص)در حق او دعا كرد و فرمود:
'اقالك الله العثرة فى الدنيا و الاخره'.
خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ كند.
سپس چهره ى زهرا (س)را باز كرد و دست او را در دست على نهاد و به او تبريك گفت و فرمود:
'بارك لك فى ابنة رسول الله يا على نعمت الزوجة فاطمة'.
سپس رو كرد به فاطمه(س) و گفت:
'نعم البعل على'.
آنگاه به هر دو دستور داد كه راه خانه خود را در پيش گيرند و به شخصيت برجسته اى مانند سلمان دستور داد كه مهار شتر زهرا (س)را بگيرد و از اين طريق جلالت مقام دختر گراميش را اعلام داشت.
هنگامى كه داماد و عروس به حجله رفتند، هر دو از كثرت شرم به زمين مى نگريستند. پيامبر اكرم (ص)وارد اطاق شد و ظرف آبى به دست گرفت و به عنوان تبرك بر سر و بر اطراف بدن دخترش پاشيد و سپس در حق هر دو چنين دعا فرمود:
'اللهم هذه البنتى و احب الخلق الى اللهم و هذا اخى و احب الخلق الى اللهم اجعله وليا و...'. [ بحار، ج 43 ص 96. ]
پروردگارا، اين دختر من و محبوبترين مردم نزد من است. پرودگارا، على نيز گرامى ترين مردم نزد من است. خداوندا، رشته ى محبت آن دو را استوارتر فرما و...
منبع: كتاب فروغ ولايت - تأليف آيت الله حسن سبحاني
http://alef.ir/1388/content/view/108944
|