خوش آمديد به  پايگاه فرهنگی مذهبی ندای آشنا!

     ويژه نامه ها



     آخرين مقاله ها
تعداد شاخه ها: 17 عدد
تعداد مقالات: 211 عدد 1: خطبه فدكیه تفسیرى بر آیات قرآن كریم(2)   بررسى محتوایى خطبه فدكیه
[دفعات مشاهده : 40 بار]
 2: خطبه فدكیه تفسیرى بر آیات قرآن كریم(1)   زمینه سازی خطبه فدكیه
[دفعات مشاهده : 46 بار]
 3: خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  
[دفعات مشاهده : 39 بار]
 4: هدف از بیان نشانه های ظهور   مستند ظهور بسیار نزدیک است(4)
[دفعات مشاهده : 77 بار]
 5: شتابزدگی در تاریخ ظهور!   مستند ظهور بسیار نزدیک است(3)
[دفعات مشاهده : 52 بار]
 6: نقاط ضعف مستند «ظهور بسيار نزديک است!»   مستند ظهور بسیار نزدیک است (2)
[دفعات مشاهده : 50 بار]
 7: مستند ظهور در ترازوی نقد   مستند ظهور بسیار نزدیک است(1)
[دفعات مشاهده : 53 بار]
 8: علائم ظهور، شرایط ظهور (2)  
[دفعات مشاهده : 49 بار]
 9: علائم ظهور، شرایط ظهور (1)  
[دفعات مشاهده : 53 بار]
 10: از بسم الله الرحمن الرحیم چه می دانید؟  
[دفعات مشاهده : 147 بار]
 11: شرحی بر کیفیت شهادت امام حسین (ع)  
[دفعات مشاهده : 180 بار]
 12: اسرار حماسه کربلا به روایت آیت ‌الله جوادی آملی  
[دفعات مشاهده : 204 بار]
 13: گفتاري از آيت‌الله مصباح يزدي در مورد مقياس ثواب عزاداري و زيارت امام حسين(ع)  
[دفعات مشاهده : 587 بار]
 14: اثرات بی نظیر خواندن زیارت عاشورا  
[دفعات مشاهده : 629 بار]
 15: برخی اعمال شب و روز عرفه  
[دفعات مشاهده : 649 بار]
 16: درس توحید از زبان شیطان!  
[دفعات مشاهده : 576 بار]
 17: شهيد اسطوره‌اي فتوا؛ ميهمان ايرانيان   گزارشي از ورود خانواده شهيد مصطفي محمود مازح به ايران
[دفعات مشاهده : 679 بار]
 18: می ترسید به امام زمان(عج) بر بخورد؟!   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/4
[دفعات مشاهده : 627 بار]
 19: شیطنت نکنید و الّا ...   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/3
[دفعات مشاهده : 562 بار]
 20: پپسی می‌خوردند و می‌گفتند ما به این کارها کار نداریم!   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/2
[دفعات مشاهده : 570 بار]
 21: شهید هاشمی‌نژاد و مقابله با سید حسن ابطحی انجمن‌گرا   مروری بر سیر مقابله شهید هاشمی‌نژاد با انجمن حجتیه/1
[دفعات مشاهده : 531 بار]
 22: ناگفته هایی از زندگی مختار  
[دفعات مشاهده : 524 بار]
 23: مختار ثقفی كيست؟  
[دفعات مشاهده : 507 بار]
 24: روايت محرم در «فتح خون»(سياره‌ی رنج)   فصل‌ نهم
[دفعات مشاهده : 820 بار]
 25: روايت محرم در «فتح خون»(غربال‌ دهر‌)   فصل‌ هشتم
[دفعات مشاهده : 865 بار]
 26: روايت محرم در «فتح خون»(‌‌فصل‌ تمييز خبيث‌ از طيب‌ (اتمام‌ حجت))   فصل‌ هفتم
[دفعات مشاهده : 838 بار]
 27: سُوَید بن عمرو  
[دفعات مشاهده : 853 بار]
 28: ابوعمرو نهشلی  
[دفعات مشاهده : 842 بار]
 29: عمربن عبدالله الجندعی  
[دفعات مشاهده : 869 بار]
 30: ضَرغامَة بن مالک تَغلِبی  
[دفعات مشاهده : 653 بار]
 31: حَجّاج بن مَسرُوق، جُعفِی مُذحَجی  
[دفعات مشاهده : 615 بار]
 32: اَنَس بن حَرثِ کاهِلِی اَسَدی  
[دفعات مشاهده : 616 بار]
 33: جَون بن حویّ مَولی اَبی‎ذر الغِفّاری  
[دفعات مشاهده : 799 بار]
 34: عابس بن ابی شبیب شاکری  
[دفعات مشاهده : 664 بار]
 35: شوذب بن عبدالله  
[دفعات مشاهده : 662 بار]
 36: عَبدُالرحمن بن عَبدالله اَرحَبی  
[دفعات مشاهده : 653 بار]
 37: حَنظَلَة بن سَعد (اسعد) شِبامی  
[دفعات مشاهده : 647 بار]
 38: بُرَیر بن خُضَیر هَمدانیّ کُوفی  
[دفعات مشاهده : 682 بار]
 39: اَسلَم (مُسلِم) بن عَمرو  
[دفعات مشاهده : 659 بار]
 40: واضِحِ تُرکی  
[دفعات مشاهده : 690 بار]
 41: نافِع بن هِلال الجَمَلی  
[دفعات مشاهده : 651 بار]
 42: عَمرو بن قُرظَه خَزرَجی انصاری کوُفی  
[دفعات مشاهده : 630 بار]
 43: زُهیر بن قین بن قَیس اَنماری بَجَلی  
[دفعات مشاهده : 657 بار]
 44: سلمان بن مضارب بن قیس انماری بجلی  
[دفعات مشاهده : 671 بار]
 45: روايت محرم در «فتح خون» (ناشئة ‌‌الليل‌)   فصل‌ ششم
[دفعات مشاهده : 625 بار]
 46: روايت محرم در «فتح خون» (كربلا)   فصل‌ پنجم
[دفعات مشاهده : 624 بار]
 47: روايت محرم در «فتح خون» (قافله‌ي عشق‌ در سفر تاريخ‌)   فصل‌ چهارم
[دفعات مشاهده : 618 بار]
 48: روايت محرم در «فتح خون» (مناظره‌ي عقل‌ و عشق)   فصل‌ سوم
[دفعات مشاهده : 678 بار]
 49: روايت محرم در «فتح خون» ( کوفیان و امام(ع))   فصل‌ دوم
[دفعات مشاهده : 603 بار]
 50: روايت محرم در «فتح خون» ( آغاز هجرت عظیم)   فصل‌ اول
[دفعات مشاهده : 605 بار]

     جستجو



     نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 30
نظرات : 4

     ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

     پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

     لینک دوستان

پايگاه فرهنگی مذهبی ندای آشنا


تمام لينك ها


لينكستان

yasinmedia


golestan


nurolhoda


tebyan



 جلوه هايي از گل سرخ محمدي

اسماء بنت عميس گويد: روز ولادت امام حسين ع بود که حضرت رسول (ص) به خانه زهراس آمد و به من گفت: اسماء! فرزندم را به من بده ، فرزندش را در پارچه اي سفيد پيچيدم و به ايشان دادم ، آن حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و سپس گريست.
عرض کردم: پدر و مادرم به فدايت ، گريه از براي چيست؟ فرمود: براي اين فرزندم مي گريم. گفتم: او که تازه متولد شده.
فرمود: گروه ستمگر پس از من او را به قتل مي رسانند و هرگز شفاعتم نصيب آنان نخواهد شد.


 آن گاه به علي (ع) فرمود: بر فرزندت چه نام نهادي ؟ علي (ع) عرض کرد: در نامگذاري از رسول خدا ص سبقت نمي گيرم. پيامبرص فرمود: من هم از خداي خود سبقت نمي گيرم. در همين هنگام جبرئيل نازل شد و فرمود: اي محمد! خداي بزرگ سلام مي رساند و مي فرمايد: علي ع بر تو به منزله هارون براي موسي است. نام اين فرزندت را به نام فرزند هارون بگذار. پيامبر (ص) فرمود: نام فرزند هارون چه بود؟ فرمود: شبير. آن حضرت فرمود: زبان من عربي است. جبرئيل فرمود: او را حسين نام گذار. پس پيامبر (ص) او را حسين ناميد و در روز هفتم دو گوسفند چاق براي وي عقيقه کرد و يک ران آن را با يک اشرفي طلا به قابله داد و سرش را تراشيد و به وزن مويش نقره صدقه داد و به سرش عطر ماليد.
روايت شده که وقتي امام حسين (ع) به دنيا آمد، پيغمبر در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه و از امام چهارم رسيده است که پيغمبر در روز ولادت حسين (ع) در گوشش نداي نماز فرمود، در اين ميلاد مسعود و تولد و اوضاع و احوال وضع حمل او که همه شگفت آور است ، سخني نيست و چون رسول خداص از شهادت اين مولود خبر داده بود توجه به اهل بيت بيشتر گرديد و در ميلادش ملائکه و فرشتگان از موقعيت استفاده کرده ، در جشن و سرور خاندان نبوت شرکت کردند و در اين که حسين (ع) بدوا از پستان هيچ زني شير نخورد، مورد اتفاق است و لذا گوشت و پوست و استخوانش از گوشت و پوست و استخوان پيغمبرص روييد و يکي از اسرار حديث «حسين مني و انا منه» همين است که حسين از دست و زبان شخص رسول الله تغذيه مي کرد و نسل خاتم النبين و ائمه هدي از صلب حسين بن علي ع مستقر گرديد و پيغمبر مکرر فرمود: اولاد من از فاطمه و ائمه دين از حسين است.
ابن شهرآشوب مي نويسد: پس از تولد حسين ، فاطمه (س) مريض شد و پيغمبر (ص) دايه اي خواست ، نيافت. خود انگشت ابهام به دهان حسين مي گذاشت تا سير شد و چهل شبانه روز حسين از انگشت پيغمبر تغذيه مي کرد تا گوشت و پوست و استخوانش از وجود پيغمبر نشو و نما يافت.

حسين (ع) در نگاه پيغمبر (ص)

امام حسين (ع) به مدت 7سال در آغوش پيامبر بزرگ اسلام تربيت يافت. در اين 7 سال ، آن قدر حضرت سفارش او و برادرش حسن ع را به مردم کرد که کتابهاي سني و شيعه پر است از فضائل و مناقب اين دو بزرگوار. بيش از 50 مورد در کتابهاي اهل سنت آمده است که آن حضرت فرمودند: «الحسن و الحسين سيد شباب اهل الجنه» ، «حسن و حسين (ع) دو آقاي جوانان بهشتند» و درباره امام حسين (ع) مکرر فرموده است: خدايا! من حسين را دوست مي دارم ، پس دوست بدار کسي که او را دوست مي دارد.
و در جاي ديگر، مقام آن حضرت را به قدري بالا برده است که مي فرمايد: هر که حسين را دوست بدارد، در بهشت است و هر که دوستداران حسين را نيز دوست بدارد، در بهشت است.
در مقتل خوارزمي آمده است که پيامبر اکرم (ص) فرمودند: «حسين (ع) دري از درهاي بهشت است ، هر کس با او دشمني کند، خداوند بوي بهشت را بر او حرام مي سازد.» و باز مي فرمايد: که سلمان فارسي به خدمت رسول اکرم ص رسيد: ديدم که امام حسين (ع) را روي زانويش نشانده ، ميان ديدگان و دهانش را مي بوسيد و مي فرمود: «تو سرور، پسر سرور و پدران سروران هستي ، تو پيشوا و پدر پيشوايان هستي ، تو حجت ، پسر حجت و پدر 9 پيشوا از صلب خود هستي که نهمين آنها قائم آنهاست.»

مکارم اخلاقي امام حسين (ع)

برخورد با مستمندان:

مسمره گويد: حسين بن علي (ع) از کنار جمعي مستمند گذشت که عبائي براي خود گسترده بودند. مقداري نان به امام تعارف کرده و عرض کردند فرزند رسول خدا بفرماييد. حضرت دو زانو نشست و با آنها از آن نان ميل کرد و اين قسمت از آيه شريفه را تلاوت کرد: «خداوند مستکبران را دوست نمي دارد.» سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا بپذيريد. آنان گفتند: آري مي پذيريم ، همگي بلند شده و به خانه حضرت آمدند. امام حسين به يکي از بانوان فرمود: هر چه ذخيره داري بياور و از ايشان خوب پذيرايي کرده و با دادن انعام و پاداش آنها را روانه کردند.
مواضع امام حسين (ع) پس از شهادت برادرش درباره معاويه و صلح هيچ گونه تفاوتي با مواضع امام حسن (ع) نداشت
همچنين نقل شده است که در روز عاشورا بر پشت امام حسين (ع) آثاري از پينه و گرفتگي مشاهده شد، وقتي از امام سجاد (ع) علت را پرسيدند، فرمود: اينها آثار کيسه هاي غذايي است که بر دوش مي گرفتند و به منازل بيچارگان و مساکين و يتيمان مي بردند.

خوف از پروردگار:

درباره زهد امام (ع) چنين آمده است که به حضرت عرض شد: چه بسيار است خوف از پروردگار؟ امام فرمود: اماني نيست در روز قيامت مگر براي کسي که در دنيا از خداوند خوف داشته باشد.
انس بن مالک گويد: روزي همراه با امام حسين ع بودم حضرت نزديک قبر خديجه س رفت. سپس گريه کرد و بعد از آن به من گفت: از نزد من برو! انس گويد: خودم را پنهان کردم. ديدم نماز خواند و خيلي نمازش را طول داد، سپس مناجات کرد و عرضه داشت: «پروردگارا! بنده حقير و کوچکت را که تو مولا و سرورش هستي و او پناهي جز تو ندارد، رحم کن. اي دارنده عظمت و علو و بزرگي! اعتماد و اطمينانم فقط و فقط به توست. خوشا به حال کسي که تو مولا و سرورش باشي ، خوشا به حال برده ات که خواب از چشمش پريده است و دردش را به تو اي ذوالجلال ، شکايت مي کند. او را علت و مرضي نيست ، جز اين که محبتش به مولايش زياد است. ابن صباغ مالکي در «فصول المهمه» گويد: هرگاه آن حضرت وضو مي گرفت و يا به نماز مي ايستاد، رنگ رخسارش زرد مي شد و چون علت آن را مي پرسيدند، مي فرمودند: «هيچ مي دانيد در پيش روي چه کسي مي خواهم بايستم.»

بردباري امام حسين (ع):

يکي از خدمتگزاران حضرت ، مرتکب کار زشتي شد که بايد کيفر مي ديد، امام عدستور دادند که به او تازيانه زده شود، وي عرض کرد: اي سرور گرامي ، خدا فرموده است:
«و الکاظمين الغيظ»؛ آنان که خشم خود را فرو مي برند. حضرت فرمودند: او را رها کنيد و از تنبيه وي دست برداريد. خدمتکار بلافاصله ادامه آيه را تلاوت کرد که: پريده است و دردش را تو اي ذوالجلال ، شکايت مي کند. او را علت و مرضي نيست. جز اين که محبتش به مولايش زياد است. ابن صباغ مالي در «فصول المهمه» گويد: هرگاه آن حضرت وضو مي گرفت و يا به نماز مي ايستاد، رنگ رخسارش زرد مي شد و چون علت آن را مي پرسيدند، مي فرمودند: «هيچ مي دانيد در پيش روي چه کسي مي خواهم بايستم!».

 

شجاعت امام (ع):

عبدالله بن قيس گويد: در جنگ صفين يا اميرالمومنين (ع) بودم. ابو ايوب اعور آب را تصرف کرد و مانع استفاده لشکر علي (ع) از آب شد. مسلمين از عطش شکايت کردند. حضرت علي (ع) پس از ايراد خطابه اي حماسي عده اي از لشکريان را براي گشودن نهر آب فرستاد، ولي آنها بدون دستيابي به نتيجه اي برگشتند، حضرت از اين قضيه ناراحت شدند، اما حسين (ع) وقتي ناراحتي پدر را ديد، عرض کرد: پدر جان! اجازه مي دهي من براي گشودن آب بروم؟ حضرت فرمود: پسر جان ، برو.
امام حسين (ع) شجاعانه همراه عده اي از دلاوران حرکت کرد و پس از نبردي سخت ، ماموران معاويه را عقب راند و خيمه اي بر پا کرده ، اصحاب خود را آنجا مستقر کرد و خدمت پدر رسيد و ماجرا را به اطلاع رساند. علي (ع) با ديدن فرزندش گريان شد، عرض شد: اين اولين فتح به برکت حسين ع بود. چرا گريان شده ايد؟ فرمود: به ياد آورم که او را در کربلا عطشان کشته خواهد شد تا آنجا که اسبش شيهه کند و بگويد «فرياد از امتي که فرزند زاده پيامبرشان را کشتند.»

نويسنده:علی اصغر صرفه جو
منبع:روزنامه جام جم






مرتبط با موضوع :

 شرحی بر کیفیت شهادت امام حسین (ع)  [چهارشنبه، 16 آذر ماه ، 1390]
 پاسخ مراجع درباره سفر غیرقانونی به کربلا  [پنجشنبه، 14 بهمن ماه ، 1389]
 غزل زخم  [يكشنبه، 13 دي ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : jey80roq
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


     اشتراک گذاري مطلب


موضوعات مرتبط

ماه محرم الحرام





كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به موسسه فرهنگي نداي آشنا مي باشد.
مسئوليت كليه مطالب با ارسال كننده آن خواهد بود.
نقل مطالب با ذكر منبع بلامانع مي باشد.
اين پايگاه جهت استفاده در مرورگر فايرفاكس بهينه سازي گرديده است.

  

پشتيباني فني و نگهداري فضا در سرورهاي قدرتمند مرکز ذخیره سازی داده ندا

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.28 ثانیه